make you mine part : 1

خیلی به مامانت اسرار میکردی که تو رو هم یه بار به محل کارش ببره، ولی همیشه پشت گوش مینداخت و نمی‌برد...
مامان یعنی چی... منو یه بار ببر دیگه.... انگار که نه انگار تو گریمور بی تی اس هستی... من به عنوان یه آرمی که مادرش گریمور بی تی اس هست حق دارم...
& ععععع..... چقدر غر غر میکنی... بس کن دیگه.... به جای این کارا بشین درستو بخون... اونجا جای بچه نیست که....
ماماننننننن من 16 سالمه، کجام بچه اس...
& من رفتم.... مراقب خودت باش... تو هم صبحونه ات رو بخور و زود برو مدرسه...
ایشششششش،....
چند روز بود که فقط اصرار میکردی و مامانت ببرتت... و بالاخره یه موقعیت خوب پیدا کردی...
مامان، این واسه کیه؟!
& اهان اون دستبند جونگکوک.....
چی....!!
& هیچی هیچی، بزار جاش امروز باید ببرم بدم بهش....
ای جانننننننم..... یعنی اینو جانگ کوک دستش انداخته؟!
& اره اره... بدش به من...
میشه این پیش من بمونه؟!
& نه نمیشه، باید بدم به خودش...
ای بابا جونگکوک کلی از اینا داره.... چی میشه یکیش مال من بشه؟!
& زیاد حرف میزنی بده میخوام برم...
مامان....
& چیه چرا اونطوری نگاه میکنی؟!
منو امروز با خودت میبری؟!
& نه بدش بهم...
نمیدم، نمیدم نمیدم.... باید منم ببری...
& نه.. نمیشه. ..
ببر ببر ببر منو ببر ببر ببر.... نمیدم نمیدم.....
& ععععع باشه دیگه بس کن....
یعنی میبری؟!
& به یه شرط....
چه شرطی؟
& نباید خیلی به چشمشون دیده بشی... به هیچ عنوان....
باش باش.... خیالت راحت
& سومین....
باشه دیگه...
رفتین کمپانی... مامانت مجبور کرد که توی اتاق کارکنان بمونی مامانت رفت سر کارش تو هم فضولیت گل کرد
خب.... بریم ببینیم میتونیم اتاق یکی از اعضا رو پیدا کنیم....
یه چند تا اتاق رفتی ولی چیزی پیدا نکردی مجبور شدی برگشتی همون اتاق کارکنان نشستی تو اتاق با گوشیت ور رفتی آهنگ Euphoria جونگکوک رو گذاشته بودی و گوش میدادی و بلند بلند میخوندی فاز برداشته بودتت و صداتو گرفته بودی رو سرت...
یوفوریا.... یه یه... یه یه... یه یه.... یوفوریا.... هو او هو.... وای.... جانگ کوک.....
داشتی خیلی شیک و قشنگ فن گرلی تو میکردی که متوجه شدی یه نفر داره نگاهت میکنه فوری آهنگ رو خاموش کردی و سرتو بلند کردی
جانگ کوک..... 😮
_ معذرت میخوام که مزاحم شدم ولی با خانم شین هو... کار داشتم....
من...نمیدونم کجا هستن؟!
_ تو کی هستی؟!
من... من... من تازه شروع به کار کردم اینجا... از عوامل تدارکات هستم...
_ اهان... موفق باشی....
ادامه فیک داخل کامنت ها
دیدگاه ها (۱۲)

my neighbour childhood friend:part9:ویو یونگی:یهو مامان جونگ...

دختر ماه و پسر خورشید ادامه پارت سوم

the first lie

Iove and the moonPart322هفته بعد کوک داخل  شرکت  برای یه سفر...

مافیایی برای من}پارت:۵ویو کوک:شام اماده شده بود رفتم که پسره...

عشق زار آلود (Mysterious Love)Part:۵ات و کوک هنوز تو شوک بود...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟗𝟕همون لحظه در اتاق باز ...

پارت دو

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁷ویو: اتچند دقیقه بعد، درِ اتاق ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط