هممون تجربه کردیم😐😐😐

هممون تجربه کردیم😐😐😐
من شبی کابوس دیده بودم که مهمونی بودم و نمیدونم روح بود چی بود چند سانتی متر دورتر بود ازم داشت نگام میکرد و می‌خندید منم پیش مادرم بودم که مادرم هم داشت حرف میزد با مهمونا منم هی میگفتم مامان مامان میخواستم جیغ بزنم نمیتونسم بعد روح کم کم نزدیکم شد از ترس تو خوابم....کردم😐😐🗿🗿
دیدگاه ها (۰)

_وَ‌چِه‌ذوق‌ِ‌هاییِ‌کِه‌تَبدیلِ‌بِه‌نِفرَت‌شُد"

یادت که نرفته نه؟🥺💔

Love in the dark⑥④زمان خواب) من داخل اتاق بودم داشتم روتین پ...

رمان: ببر من p8+: میشه بدونم چرا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط