از آشتی با اندوهش بیزار بود اما در نهایت مجبور میشد او

از آشتی با اندوهش بیزار بود؛ اما در نهایت مجبور می‌شد او را به جای تمام کسانی که نداشت در آغوش بگیرد.

#سمفونی_مردگان
#عباس_معروفی
#fact
#text
دیدگاه ها (۱)

#classic #italy #Italy

چه اسارت بى‌افتخاريست در بند حرف اين و آن بودن.#ژان_پل_سارتر...

و انسان اگر گهگاه با تمام نیروی خود زار نزند،انسان نیست؛ سنگ...

دوست داشتن آدم‌ها در خاطرمان کار آسانی است؛ کار سخت دوست داش...

پارتتتتت‌ جدیددددددد بلاخره گشادی رو گذاشتم کنارازت-متنفرم-و...

پارت چهارم:یک مشکل پیش بینی نشده(Rose)آخرین چمدان رو هم فرست...

part8 : بوی شیرین انبوه کاغذ ها و طرح و رنگ فرسوده شان ، بر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط