پرسید کسی را چنان دوست داری که برایش بجنگی؟

پرسید کسی را چنان دوست داری که برایش بجنگی؟
گفتم: از جنگ‌ها برگشته‌ام با زخم‌ها و مویِ سپید، و یاد گرفته‌ام، صبور باشم و به تماشا قانع . . .🖤
قاصدک -تنها
دیدگاه ها (۰)

فکر نمیکردم یه روز انقد غریبه بشیم که بخوام شبو با گریه صبح ...

اگه منو ازت پرسیدن بگو :روز به روز داشتم حالشو بد میکردم ولی...

پرسید: از دست دادن چه حسی دارد؟!پاسخ دادم: از دست دادن برای ...

بدترین درد زخم خوردن از آدمیه که درداتو براش گفتی ‌‌🖤🥀...

چنان گیسو رها هستم غریبا آشنا هستمنمیدونم کجا بودم نمیدونم ک...

چنان گیسو رها هستم غریبا آشنا هستمنمیدونم کجا بودم نمیدونم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط