🖇️

🖇️
دیدگاه ها (۰)

عاشقی آوارگی بیچارگی دارد به پیش مرد باید بود و رفت باید گذش...

در آی از دَرَم ای صبح آرزومندانکه سوخت شمع من از انتظارِ خند...

چشامو میبندم شایدحس کنم هست کنارممیدونست بجز اونکسی رو تو دن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط