عاشقانه های شبنم

برای دیدنت از راه دور آمده ام
از آن ور دل مات و صبور آمده ام
به بوی عطر تنت در مسیر خانه ی تو
غریب مانده ی شور و سرور آماده ام
پرنده های خیالم رسیده اند به هیچ
نفس بریده به شوق حضور آمده ام
به پیشواز دل خسته ام نمی آیی ؟
که بیدل از سفر شعر و شور آمده ام
نخواستی که ببینی مرا و چشم ترم
اگر چه مدعی ام ، بی غرور آمده ام
بزن به تیر نگاه و بِکِش به بند لبت
که بی هراس و نترس و جسور آمده ام
بس است اینهمه درد و کم است بوسه ی تو
برای دیدنت از راه دور آمده ام
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه

برای دیدنت از راه دور آمده اماز آن ور دل مات و صبور آمده امب...

قلم به‌ دست‌ میگیرم مي خواهم از تو بنویسم آما دستانم میلرزد ...

عشقم! چه می آید به تو این تاج و تور امشب این چشم ِ آهو سرمـ...

باید بری،نه!محض رضای خدا نگودق می کنم بدون تو،این جمله را نگ...

....مهدی سهیلی.....مادر! مرا ببخش .فرزند خشمگين و خطا كار خو...

یک بحر طویل زیبادر آن صحن قدیمی حرم، روبروی پنجره فولاد یکی ...

در آن صحن قدیمی حرم، روبروی پنجره فولاد یکی جامعه می خواند ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط