ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)
chapter:2
P.22
کوک:خوبن نترس
¥زیاد مطمئن نباش پسریت تیر خورد نفهمیدم کجاش خورد ولی انگار قلبش بود
کوک:چی....عوضی آشغال اگه اون چیزیش شده باشه تیکه تیکت میکنم
¥نترس چیزیش نشده مرده*خنده
کوک:عوضی
یونگی:لعنت بهت
...
الیز:ا.ت
ا.ت:چیشد....شما کی هستین
€از افراد چوی ته جونگیم اومدیم شمارو ببریم همسراتون پیش ایشونن و کانگ وو تیر خورده میگن احتمالا مرده
ا.ت:چ چی..کانگ وو نه امکان نداره ...عوضیا*گریه
€بگیرینشون
....
سویون:کانگ وو؟
کانگ وو:بیداری
سویون:اره ببینم تو نخوابیدی؟
کانگ وو:آا چرا فقط زودتر بیدارشدم
سویون:باشه خوبی؟
کانگ وو:اره
سویون:چطوری میخوای پیداشون کنی؟
کانگ وو:نمیدونم...دیگه هیچی نمیدونم دارم رد میدم
سویون:کسی نیست که ازش اطلاعات داشته باشه؟
کانگ وو:...یه نفر هست...اماده شو میریم شرکت
سویون:منم بیام؟
کانگ وو:اره نمیتونم تنهات بزارم خطرناکه
سویون:باشه*لبخند
....
سویون:اینجا دنبال کی میگردیم
کانگ وو:بابا بزرگ
$سلام رئیس دنبال کسی میگردین؟
کانگ وو:مین دونگ ووک کجاست؟
$الان صداشون میزنم
کانگ وو:باشه ممنون
$خواهش میکنم شما بفرمایید دفتر پدرتون
کانگ وو:باشه..بریم
...
$رئیس مین اینجاست
کانگ وو:باشه تو میتونی بری
$با اجازه
و رفت بیرون
دونگ ووک:کانگ وو..سویون...با من کاری داشتی پسرم
کانگ وو:اره..ازت یه درخواست دارم
دونگ ووک:هرچی باشه قبول میکنم
کانگ وو:هرچی از ته مین میدونی بهم بگو
دونگ وو:من چیز زیادی نمیدونم اما مادربزرگت میدونه الان بهش خبر میدم تا بیاد
کانگ وو:باشه ممنون
....


«دشمنِ اصلی، تازه از سایه‌ها برخاسته است.»
دیدگاه ها (۱)

《برادره ناتنیم》(پارت ۶)ویو ا/ترفتم یک کراپ و دامن تن کردم رف...

Forbidden love④کوک: منم چیزی یادم نمیاد منم مست بودما/ت: ازت...

وقتی وسط مهمونی....🏵️جونگکوک: آماده شدی عزیزم؟؟ــ آره اومدم....

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:28خوب که شدی میریم اونجا...

True Love①⑨تهیونگ: چیشده مامانم: من و برادرت و لیا یه چیز خو...

دو پارتی غمیگن از کوکو...پارت ۲ و اخر

مافیای من

رمان :(مان تا وقتی که عاشقت شدم )

رمان هکر کوچولوی من پارت ششم

پارت سه راستی عکس تغییر کرد گم نکنی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط