هروز از دیروز سخت تره ولی خب هی یک روز به مرگ نزدیک تر می

هروز از دیروز سخت تره ولی خب هی یک روز به مرگ نزدیک تر میشم
چند نفر بهم گفتن اگه خسته ای کار تموم کن و ما رو راحت
اممم یعنی آنقدر از من خستن؟
خب خودمم دوست دارم بمیرم پس چرا زندم دلیلی ندارم پس چرا تلاش می‌کنم
نمیدونم شاید منم همین روزاه دیگه باید با زندگی خدافظی کنم
دیدگاه ها (۱۰)

★彡   Part 47 彡★ خب، اتاق بهونه بود.مگه میشه تو عمارت به این ...

محو زیبایی او پارت ۲۴ویو رزا برگشتم خونه و با سیلی به من خوش...

مربی موتور سوار

سلام بچه هامیخواستم یه چند کلام حرف بزنم .من خیلی وقته دارم ...

Chapter 14"*frozen*+ تهیونگ نزنم نصفت کنما، طرف رفیقمه از ما...

Iove and the moonPart22یونا: میگم کوک فردا شب دوتایی بریم شا...

اممم...بچه ها🥺🥺کرونا گرفتم و دو هفته چهار روز گذشته ولی خوب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط