عاشقانه های شبنم با زندگیم

‍ من گریه دارم نازنینم شانه ات کو
آن دَم زدن ها از دلِ دیوانه ات کو
همچون گلی بر خاکِ گلدانت نشستم
مشتاقِ بارانم ، پرِ پروانه ات کو
گفتی بیا انبار دل پر گشته جانا !
من آمدم ، جانان من ! پس خانه ات کو
چشم انتظارم وا کنی لب را به زودی
حرف و سخن های خوش و جانانه ات کو
همچون کبوتر بر لبِ بامت نشستم
پَر خسته ام پس ظرف آب و دانه ات کو
ای قصه ی گوی ناب شیرین زاده ی من!
فرهاد کوه بی ستون !  افسانه ات کو
با بویِ گیسویت رسیدم تا به اینجا
رو کن به ما ، شرمی مکن ، آن شانه ات کو...
دیدگاه ها (۰)

(#قرمز_ممنوع ❤️#part¹⁵﴿ویو تهیونگ﴾با اشاره‌ی دستم، همه در سک...

پارت بیست‌وپنجم | نجاتباران شدیدی می‌بارید.جنگکوک طبق آدرسی ...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌و‌هشتم: بیدار شو---شانه‌اش را بستم.با د...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه

ای دل به کوی او ز که پرسم که یار کودر باغِ پر شکوفه که پرسد ...

ای دل ، به کوی او ز که پرسم که یار کو در باغ پر شکوفه ، که ...

ای دل به کوی او ز که پرسم که یار کودر باغِ پر شکوفه که پرسد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط