یادمه یه شبم میون هق هقام مکث کردم،بد جوری غرق شده بودم ت

یادمه یه شبم میون هق هقام مکث کردم،بد جوری غرق شده بودم تو پسری که ۲سال همه‌ی دنیام شده بود
دوست،خانواده،همکلاسی،تکیه گاه همه چی و همه چیم تو بودی
کسی ک ب حرفام گوش میکرد،کسی ک بهش دل بسته بودمو از بودنش مطمئن‌بودم...همه‌کسم بودی
ولی میدونی اینایی ک گفتم ساخته ذهن خودم بود
الکی میگفتم دوسم داری،الکی میگفتم توعم منو میخوای،میگفتم همیشه پشتمه،میگفتم عشقشم اما فقط میگفتم
لنتی میفهمی؟؟؟واسه اون آدمی ک۲ تو ذهنم بود،اون آدمی ک ساختگی بود زجه میزدم
گفتی همونی شو ک میخوام،گفتی خودتو تغییر بده،ببین عوض شدم همونی شدم ک خواسی اما تنهام گذاشتی با آدمی که دیگه نمیشناسمش!
اما‌تو هیچوقت تغییر نکردی چون من نخواستم.من با همه ی بدیات خواستمت
چجوری دلت اومد له کنی منو زیر پات؟این دختر کوچولو ک بی تو نمیتونست مگه چیکارت کرده بود...
برگرد قول میدم دوست نداشته باشم فقط برگرد
البته ن نیا...نمیدونم بیا...دارم دیوونه میشم بیا ولی کثیف نباش اون آشغالی ک میشناسم نباش دیگه باشه؟اون آدم بده خیلی اذیتم میکنه همون آدمی باش ک اولاش بودی..باشع؟++
•|🌚|•
#sarina
دیدگاه ها (۰)

رمان دخت من

تقدیم نگاه زیباتون

شاهزاده دوست داشتنی من

وقتی خیانت می‌کنه .پارت چهار.

رمان عشق ممنوع

love and the moonPart 10 تهیونگ داره دیر میشه ها تقریبا آخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط