دیگه وقتش بود..

دیگه وقتش بود..
دیدگاه ها (۰)

یک زغال خاموش کنار زغال های روشن کم کم روشن میشود..درست گفتم...

بی احساسی خودمو ثابت می‌کنم..

کافیه

حس میکنم برای همه چی دیگه دیر شدهبرای جوونی کردن برای زندگی ...

دیگه الان وقتش رسیده که بتونیم برات زار و زار با صدای بلند ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط