اینم برا زمونی بودکه داداشمداشت میرفت سربازی

اینم برا زمونی بودکه داداشمداشت میرفت سربازی
خوب یادمه که نتونستم ازش عکس بگیرم
این کلیپو گذاشتم 😔😔😔
دلم براش یه ذره شده آخ دنیای نامرد😭😭
دیدگاه ها (۱)

وقتی خدامیخاست تورابسازدچه حال خوشی داشت چه ذوق وشوقی

با شروع هرصبحسرشار می شوم ازتوکه خورشیدمن از مشرق چشمان توبر...

آقاااااااااااا سلام مجدد. ببخشید این چند وقت نبودم یه مادرگو...

عشق منpart 8دکتر: همراه خانم پارک شمایین؟؟هیسونگ: بله..چیشده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط