می ترسم

می ترسم...

می ترسم...
از جهانی که یخبندان شده
از مردمی که شبیهِ ماشین شده اند
از دلهایی که محبت را منفعت می دانند
و از قابِ عکس هایِ بی روحی؛
که در خیابان، راه می روند...
دلم برای جهانمان می سوزد
و دلگیر می شوم...
خسته‌ام از اینکه همه‌ی راه تنها بودم
تنها مانند یک گنجشک در باران
خسته از این که هیچ‌وقت کسی رو نداشتم ...
دیدگاه ها (۱)

موسیقی

رمان لونا و ویلیام قسمت ۴

رمان اسیر خان پارت اول ۱

𝗣𝗮𝗿𝘁𝟭𝟯+اره درسته من پیشه تهیونگم چندروزبعداز اون شب بارونی م...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۳۳ پارت بعد از رفتن کا...

شاهکاری به نام دروغ

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑦_بخش دوم_اگر می‌توانستم از دها...

True Love①⓪تهیونگنگاهم رو از چشماش دزدیدم و به انعکاس نور چر...

زهرا گلی‌زاده رتبه۷ کنکور انسانی ۱۴٠۵:«وقتی از درس خوندن خست...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت17ویو کوکدست‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط