نتوانستم

نتوانستم
که بگویم
دلم اینجا مانده است
من پی گمشده ام آماده ام
ارغوانم
را می خواهم
آه......
در خانه خود بیگانه ام
آن سوی پنجره وای ارغوان داشت
نگاهم میکرد


"هوشنگ ابتهاج"
دیدگاه ها (۱)

قربون تیات برم

واقعااا چقدر اشناست این روزهااا

حس خوب یعنیپاییزت را یک نفر هست که بهار کندو یک نفر کنار فصل...

شنیدی میگن اونی که گریه میکنه یه درد دارهاونی که میخنده هزار...

‏Sanemi Shinazugawa: (P3)

نمی توانم این آشنایی را فراموش کنم.چرا زندگی انقدرباید سخت ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط