ای ک از صبح بهار

ای ک از صبح بهار
هم دل انگیز تری
شاخه ی نسترنی پیچک آغوش منی
صبح آغاز شد چشم دلم ب دیدنت
ای ک آغاز من و جان منی
مادر
دیدگاه ها (۰)

نابینا به ماه گفت :دوستت دارم ماه گفت چطوری,?تو که نمی بینی ...

از تو گفتن غزلی تازه که جان منینوش دارویِ دل وقلب پریشان منی...

سلام عزیز تر از جانم دل‌های خسته و غمدیده‌مان ، در این صبح د...

دور دنیا را زدم دیدم تو دنیای منیهمدمی دیوانه در دنیای تنهای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط