تمومِ راهروهای خونه رو

تمومِ راهروهای خونه رو
شمع که بچینی من باهات قهرم
میدونی تا خودِ صبح پیشِ من
شب که بشینی هم باهات قهرم
بذار اصلاً من از چشمت بیفتم
که ازت خونه دلم
برو دور شو ازم جونِ دلم
بذار از این به بعد اصلاً منو بچه ببینی
من باهات قهرم...
دیدگاه ها (۱)

نمی‌دونم تو بی چتر از کدوم بارون رسیدی...ک روی شونه های خسته...

و من به اندازه‌یِتمامِ باران هایِ آمده و نیامده‌یِ این شهرِ ...

چقدر خوب استکه میان این همه هیاهوی زندگییکی باشد که تو را دی...

در زمستان خشک در پاییز زرد…و در بهار سبز می شوند؟تو باور نکن...

رمان[مافیا ی خشن]😈❤پارت: دهم[آخر]بچه ها از بیمارستان رفتن بی...

حادثه خیابان ۱۳صبح با بی حوصله گی از خواب بیدار شدم .رفتم و ...

تلخ و شیرین 🧸 پارت⁶ته:مگه خوردمتمیا :تو منو میکشی ته:آها لبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط