آن‌گاه که لشکریانِ سایه با چکمه‌های سنگینِ خویش بر سینه ز

آن‌گاه که لشکریانِ سایه با چکمه‌های سنگینِ خویش بر سینه زمین کوفتند و اهریمن، ردایِ سیاه و مسمومِ خود را بر چهره خورشید کشید، گویی جهان در دهانِ نیستی فرو رفته بود. شب، با دهانِ گشوده، می‌خواست آخرین جرقه‌های امید را ببلعد و سکوتِ سردِ گورستان را بر لب‌ها بنشاند.

اما اهریمن یک چیز را از یاد برده بود: ذاتِ نور، تکثیر است و سرنوشتِ تاریکی، فروپاشی.

در میانه‌ی آن وحشتِ غلیظ، ناگهان قلبِ زمین تپید. جرقه‌ای کوچک، اراده‌ای پولادین و نگاهی به بلندایِ آسمان، سکوتِ شب را درید. شمشیرِ آفتاب از نیامِ افق برآمد و تیغه‌ی زرینش، سینه‌ی ستبرِ تاریکی را شکافت. اهریمن، لرزان و هراسان، در برابر شکوهِ روشنایی به زانو درآمد؛ چرا که هیچ شبِ یلدایی را یارای ایستادگی در برابرِ نخستین لبخندِ سپیده‌دم نیست.

نور پیروز شد، نه به زورِ سلاح، بلکه به حرمتِ حقیقت. و اکنون، بر ویرانه‌های قلمروِ تاریکی، قصه‌ی پیروزیِ ابدیِ روشنایی را با خطِ طلا بر پیشانیِ تاریخ نوشته‌اند: ظلمت، هر چقدر هم ستبر، در برابر یک شعله‌ی بیدار، محکوم به فناست.
دیدگاه ها (۰)

✅ مردم جنوب لبنان حین عبور موشک‌های ایران از آسمان اراضی اشغ...

⚠️ نفَس رژیم متزلزل صهیونیستی به شماره افتاده است🗓 ۵/خرداد/۱...

حیران شدنِ جبهه‌ی کفار قشنگ استاین خامنه‌ای مثل پدر فاتح جنگ...

#یا_مهدی_صاحب_الزمان#یا_اباصالح_المهدی_ادرکنی#فرج_تنها_راه_ن...

یاد او

Part. 12 Trustدقیقا چه اتفاقی افتاده بود ؟؟..از دور نگاه میک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط