بعد از بیست سال،هرگونه خاطره ای از دیمن به تیزی و ناگهانی
بعد از بیست سال،هرگونه خاطره ای از دیمن به تیزی و ناگهانی غرش رعد در یک روز گرم و خشک تابستانی بود.
هنوز او را به یاد داشتم-چشمان آبی غمگینش،لبخند کج و معوجش و آن لحجه ی جنوبیه آمیخته به طعنه-انقدر واضح که انگار همین ۱۰ دقیقه پیش او را دیدم.
خاطرات استفن جلد ۴
#کاترین_پیرس
#الینا_گیلبرت
#استفن_سالواتور
#کاترینا_پتروا
#دیمن_سالواتوره
#کرولاین_فوربس
#کلاوس_مایکلسون
#الایژا_مایکلسون
#ومپایر_دایریز
#اصیل_ها
#ربکا_مایکلسون
#کول_مایکلسون
#فریا_مایکلسون
#هوپ_مایکلسون
#هیلی_مارشل
#خاطرات_خوناشام
هنوز او را به یاد داشتم-چشمان آبی غمگینش،لبخند کج و معوجش و آن لحجه ی جنوبیه آمیخته به طعنه-انقدر واضح که انگار همین ۱۰ دقیقه پیش او را دیدم.
خاطرات استفن جلد ۴
#کاترین_پیرس
#الینا_گیلبرت
#استفن_سالواتور
#کاترینا_پتروا
#دیمن_سالواتوره
#کرولاین_فوربس
#کلاوس_مایکلسون
#الایژا_مایکلسون
#ومپایر_دایریز
#اصیل_ها
#ربکا_مایکلسون
#کول_مایکلسون
#فریا_مایکلسون
#هوپ_مایکلسون
#هیلی_مارشل
#خاطرات_خوناشام
- ۸۰۰
- ۲۰ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط