Art under the shadow of =زیر سایه ی هنر
Art under the shadow of =زیر سایه ی هنر
Part:19
رفت بیرون بعد خوردن سوپ بلند شدم که تهیونگ پیام داد
تهیونگ:"فردا میبینمت دیر نکن"
ا.ت:"باشه"
رفتم سمت حموم یه دوش ۱۰ مینی گرفتم و اومدم بیرون لباسمو پوشیدمو یه قهوه درست کردم نشستم جلو tv و روشنش کردم
....
در باز و بسته شد و سنا اومد داخل
سنا:"سلاممم"
ا.ت:"سلام چیشده اینهمه خوشحالی"
سنا:"خب فردا قراره با جونگ کوکی برم بیرون وایی خیلی ذوق دارم خیلی دوسش دارم جذاب لعنتی"
ا.ت:"باشه اروم باش"
سنا:"نمیتونم خیلیی خوشحالم ..من خوشحال خوشحالم "
ا.ت:*خنده
سنا:"من میرم دوش بگیرم"
ا.ت:"اوکی"
..........
سنا:"من رفتم ا.ت"
ا.ت:"باشه خوش بگذره"
سنا:"بای"
ا.ت:"بای"
و رفت منم رفتم تو اتاقم و یه لباس انتخاب کردم و اماده شدم دفتر و کیفمو برداشتم و زدم بیرون رفتم سمت کافه ای که تهیونگ گفته بود و بعد رسیدن واردش شدم و دنبال تهیونگ گشتم که دیدمش و رفتم سمتش
تهیونگ:"اومدی سلام"
ا.ت:"سلام"
تهیونگ:"بشین چی میخوری"
ا.ت:"هیچی "
تهیونگ:"چرا "
ا.ت:"همین طوری"
.........
<<هر رنگ، رازی را پنهان میکند؛ هر سایه، حقیقتی را فریاد میزند>>
ادامه دارد...
Part:19
رفت بیرون بعد خوردن سوپ بلند شدم که تهیونگ پیام داد
تهیونگ:"فردا میبینمت دیر نکن"
ا.ت:"باشه"
رفتم سمت حموم یه دوش ۱۰ مینی گرفتم و اومدم بیرون لباسمو پوشیدمو یه قهوه درست کردم نشستم جلو tv و روشنش کردم
....
در باز و بسته شد و سنا اومد داخل
سنا:"سلاممم"
ا.ت:"سلام چیشده اینهمه خوشحالی"
سنا:"خب فردا قراره با جونگ کوکی برم بیرون وایی خیلی ذوق دارم خیلی دوسش دارم جذاب لعنتی"
ا.ت:"باشه اروم باش"
سنا:"نمیتونم خیلیی خوشحالم ..من خوشحال خوشحالم "
ا.ت:*خنده
سنا:"من میرم دوش بگیرم"
ا.ت:"اوکی"
..........
سنا:"من رفتم ا.ت"
ا.ت:"باشه خوش بگذره"
سنا:"بای"
ا.ت:"بای"
و رفت منم رفتم تو اتاقم و یه لباس انتخاب کردم و اماده شدم دفتر و کیفمو برداشتم و زدم بیرون رفتم سمت کافه ای که تهیونگ گفته بود و بعد رسیدن واردش شدم و دنبال تهیونگ گشتم که دیدمش و رفتم سمتش
تهیونگ:"اومدی سلام"
ا.ت:"سلام"
تهیونگ:"بشین چی میخوری"
ا.ت:"هیچی "
تهیونگ:"چرا "
ا.ت:"همین طوری"
.........
<<هر رنگ، رازی را پنهان میکند؛ هر سایه، حقیقتی را فریاد میزند>>
ادامه دارد...
- ۲.۷k
- ۰۳ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط