۱ ساعت پیش با مامان و بابام دعوام شد ع خونمون زدم بیرون ب

۱ ساعت پیش با مامان و بابام دعوام شد ع خونمون زدم بیرون با رفیقام بودم ت پارک بودم ک با ی پیر دختر دعوام شد اونم چ جورم بعدش ی پسره ک فک کنم رلش بود اومد جدامون کرد اعصابمون ب شدت خرابه چون دلم میخواس مث سگ بزنمش😶💔
دیدگاه ها (۵)

💔

😂

شلام🥺

خدای من!

رمان غریبه کوچولو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط