آن روزها من به سلیقه کسی که دوستم داشت و دوستش داشتم

آن روزها من به سلیقه کسی که دوستم داشت و دوستش داشتم
سر تا پایِ زندگیم را آبی کرده بودم ،
آبیِ آبی .. آبی به رنگ دریـا ..
و ناگهان یک روز او را دست در دست کسی دیدم که
سر تا پایش زرد بود .. زرد ، مثل نـور
من شنا نمی دانستم .
دلم فرصت نداد تا شنا یاد بگیرم .
و غرق شدم
در دریایِ آبی بیکران رویاها و کابوسها!

#حسین_پناهی
دیدگاه ها (۱)

خنده های تـــوآرزوهـــای مـن انـدبخــندتا برآورده شوند . . ....

مثل باران های بی اجازه وقت و بی وقت در هوایم پراکنده ای و من...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

پارت ۱۹۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط