-بیماران بیمارستان رویا شدیم؛

-بیماران بیمارستان رویا شدیم؛
تو را در کاشی های دیوار
می‌بینم و خود را می‌بوسم..
از این برخورد فقط یک نفر زنده می‌ماند!
من یا تو؛
یا کاشی های خیس..؟
دیدگاه ها (۰)

-حس بدی دارم؛یه حس پوچی؛حسی که نمیدونم منشا اون کجاست..یه چی...

-درسته که ندارمت؛ولی تو همیشه آبیِ من میمونی..))

‌هیچ گلی نمیتونه خودشو بو کنه ، هیچ کتابی نمیتونه خودشو بخون...

زندگی شهد گلیست که میخوردش زنبور زمان؛تنها چیزی که باقی میما...

نمی دونی تو این روزا چقدر یاد تو می افتمنمی دونی تو این روزا...

آهوی بره ای سفید گم کردمرخ سوی ولایت های مردم کردممردم خو می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط