سلین

سلین

از خواب پریدم
و بازم خواب سوختن عمارت اومد جلو چشام..

اروم پتو رو کنار زدم
ساعت 5 صبحه و هنوز هوا تیره اس
رفتم سمت حموم و دوش آب گرم گرفتم قطره های آب میخواستن آرومم. کنن ولی ت دلم آشوبی بود که نمیشد جمعش کرد

اروم اومدم بیرون و سعی کردم امروز تا حدی بیرون نرم که تهیونگ بهم پیام داد
(امروز جلسه خانوادگی داریم ا. ت... یادت نره)
معلومه که یادم نمیره امروز میام سراغت آقای پارک


بچها امروز واقعا حالم خوب نیس و خیلی خسته ام فردا صبح 3 پارت ویژه داریم
دیدگاه ها (۰)

محفل نویسنده لیلی

@itsyenaفالوشه خوشگلام

سلام خوشگلامفیک نویسم و نیاز ب حمایت های شما فرشته ها دارمحم...

سلین -بیدار شدم از خوابساعت رو چک کردم ساعت 4 صبحههروز که می...

نام فیک:عشق مخفیPart: 12ویو ات*یچیزی ریخت روم یخ یخ بود از خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط