بیاین خاطراتمون رو از نر ها برا هم تعریف کنیم

بیاین خاطراتمون رو از نر ها برا هم تعریف کنیم
یه بار با دوستم بیرون خونه بودیم یعنی دم در خونه مون ساعت فکر کنم ۸ شب بود بعد دوستم همسایمونه یه کار باهام داشت منم اومدم بیرون بعد دیدم یه موتوری با دو تا پسر حرومزاده که همسن خودم بودن اومد و به پایین کمر من دست زد یعنی همون شب تند رفتم حموم اینقدر حال به هم زن بود
دیدگاه ها (۰)

وای این انیمیشن....خیلی غمگینه......💔

پارت یک مافیا های مخفی ویو لیا امروز قرار بود بریم برای مصاح...

عشق یک طرفه پارت 9ویو ات با دردی که داشتم به زور از جام بلند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط