بیاین خاطراتمون رو از نر ها برا هم تعریف کنیم
بیاین خاطراتمون رو از نر ها برا هم تعریف کنیم
یه بار با دوستم بیرون خونه بودیم یعنی دم در خونه مون ساعت فکر کنم ۸ شب بود بعد دوستم همسایمونه یه کار باهام داشت منم اومدم بیرون بعد دیدم یه موتوری با دو تا پسر حرومزاده که همسن خودم بودن اومد و به پایین کمر من دست زد یعنی همون شب تند رفتم حموم اینقدر حال به هم زن بود
یه بار با دوستم بیرون خونه بودیم یعنی دم در خونه مون ساعت فکر کنم ۸ شب بود بعد دوستم همسایمونه یه کار باهام داشت منم اومدم بیرون بعد دیدم یه موتوری با دو تا پسر حرومزاده که همسن خودم بودن اومد و به پایین کمر من دست زد یعنی همون شب تند رفتم حموم اینقدر حال به هم زن بود
- ۱۹۱
- ۲۳ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط