استانبول ه منتظر بودم اون دختر چاق ه بوفالو خخ

بگیره بخوابه، با صاب مغازه رفیقم هس، یه کاری داشتم.
دیدگاه ها (۸)

خوب من این اتفاق برام افتاده چندین بار هم افتاده دوستی که ۸ ...

اولین دیدار: دوباره یه روز خسته کننده داشتم توی رستوران میرف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط