بی خیال روزگارم در خیالت ای یار

بی خیال روزگارم در خیالت ای یار
ثانیه‌ها می‌ شمارم در قبالت ای یار
زان روزی که تو بر من رخ نمودی
دل شده‌ محوی جمالت ای یار
من اگر روزی به تو پیوست شوم
نیست کنم خیش در جلالت ای یار.
دیدگاه ها (۰)

این روزها..من خداى سکــــــوت شده امخفــقان گرفته ام تا آرام...

مراقب رفتارهامون باشیم. بعضی وقت ها یک عمر زمان لازم هست تا ...

بعضی از آدم های این روزگار با گرگ بره می خورند..با چوپان گری...

بر ما گذشت نیک و بد، اما تو روزگارفکری به حال خویش کن این رو...

احساس می کنم تکه ای از قلبمبه هر کجا که می رویبه هر کجا که س...

آهوی بره ای سفید گم کردمرخ سوی ولایت های مردم کردممردم خو می...

🩷🌺#شیشه‌عطرِ‌بهار‌لبِ‌دیوار‌شکست🌺🩷#کاش من هم یکروز مهمان پشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط