His favorite friend

His favorite friend
Part 5

ویو جونگکوک:

گوشیم که دقیقا کنارم بود، به زنگ دراومد(قربون توصیف کردنم🤣) و «ته ته» رو صفحه نمایان شد.

موبایلم رو جواب دادم یک چشمک به ات زدم و روی اسپیکر گذاشتم؛
یهو صدای تهیونگ هیونگ تو فضای لابی باشگاه پیچید:

چاگیااا کجایی؟ 🤣

با این حرف ته، ات که درحال خوردن بود یهو چشاش تا آخرین درجه باز شد.

_یااااااا هیووونگ اینجووری صدام نکن، ات عقل مقل درست حسابی نداره فکر میکنه جدی ای😂

تهیونگ لب زد:

عه اتم اونجاااست!! عیب نداره بهتر اونم در جریان روابط.....

همین که خواست ادامه حرفشو بزنه؛

ات سریع گفت:

میدونم میدونم! روابط عاشقانتون باااشم
ایش چندشا برین اووونور😂😂(فیکه جدی نگیرین)

از این مکالمه خل مانندشون خندم گرفته بود اما نمیخواستم نشونش بدم، پس یک فیس پوکر به خودم گرفتم و نگاهمو بین صفحه گوشیم و ات چرخوندم و سریع گفتم:

یااااااا اصلا اینجوری ننیسسستتت بس کنین با جفتتونم! 😂

ته اولین نفر گفت:
عه هانی میخوای حقیقت رو انکار کنی؟!

ات گفت:
اوه کیم تهیونگ شی رفیقمو خوب دزدیدی!!

تهیونگ لب زد:
اوه ات شی میدونی که اول رفیق من بوده تازه الانم...

فهمیدیم چی تو سر تهیونگ میگذره و میخواد بگه برای همین خیلی سریع گفتم: هی هی هیونننننننگ؛ نیم ساعت دیگه میام بای.

و سریع تلفن رو قطع کردم.
هوف آرومی کشیدم و با خودم گفتم خداروشکر سریع قعطش کردم وگرنه این چرت و پرتای اینا کار دستم میداد.
نگاهمو بالا آوردم و

به ات چشم دوختم که دیدم داره با قیافه که ازش شیطنت میببباره نگام میکنه

_چیییه؟

واقققعااا بهم میاین! 🤣

_ات عزیزم خفه شوووووووو

باشه باشه🤣

یک ربع بعد...

ادامه دااارد..

این پارت یکم کوتاه شد ببخشید!

ازین به بعد شرط داررررریم

5 کامنت و 3 ریپست💘

منتظرم خوشگلااا
دیدگاه ها (۰)

His favorite friend Part4ویو ات:بعد از کارای باشگاه حدودا سا...

بانو ویژه حمایت ششهههه! @asas.w

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط