همون اول وقتی تهیونگ رفت بغل نامجون و جونگ‌کوک خم شد کشید

همون اول وقتی تهیونگ رفت بغل نامجون و جونگ‌کوک خم شد کشید کنار، یه تهکوکر لجند مثل من می‌فهمه، اون چیزی که چشم‌هامون لازم داشت گیرمون نیومد.😔

═══┫°•❦•°┣═══
#taekook
دیدگاه ها (۷)

ولی من هنوز تو همون پوزخند تهیونگ موندم و دارم تهکوکری می‌کن...

🐥: چیز جالب راجع به تهیونگ اینه که، جونگکوک معمولا بدون تیشر...

ول قیافه جونگ کوکی ک فهمید داداشش همگروهیش نیس....

دوازده ثانیه از تهکوک که به هم دیگه میگن دوست دارم..🧑‍🦽═══┫°...

شب تولدم پارت 31 فصل دومپارت 2ات: کوکی من یه ابمیوه بردا.......

نام رمان : دانشگاه عاشقانه#پارت ۱داشتم میرفتم سمت دانشگاه ام...

سناریو(درخواستی):وقتی از سرکار میایی اونا میان تا بغلت کنن و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط