شتاب‌ناک گذشتی، چرا شتاب نکردم

شتاب‌ناک گذشتی، چرا شتاب نکردم
چگونه روی گذشتِ زمان حساب نکردم

ته‌ش دو واژه‌ی رک بود، نوکِ نوکِ نوکِ نوک بود
بریده‌باد زبانم که فتح باب نکردم

که باد در فقراتِ بلندِ چادرت، الله !
تو را بهانه گرفتم ولی مجاب نکردم

برادرت سر دیوار، برادرت خود دیوار
کلنگ هم دم دستم، چرا خراب نکردم

گسسته باد رفاقت شکسته باد اخوت
برادر تو شدن را من انتخاب نکردم

به باد گفتم عزیزم خبر مَبَر به حدودش
که محض بردن دودش، جگر کباب نکردم

مپرس از من تشنه، دلیل آب نخوردن
پیاله را که برایِ دلیلش آب نکردم

اگر ببینی‌ام اکنون شقیقه را به تمامی
سفید کرده‌ام اما در آسیاب نکردم

هنوز کوچه همان و هنوز در گذری تو
هنوز غصه همان که چرا شتاب نکردم

حسن متین‌راد

#حسن_متین_راد
#انجمن_ادبی_آغاز
#شعرخراسان
#شعرخوانی
#شعرجوان
دیدگاه ها (۰)

با درد نبودنت کنار آمده ام...زندگی تون بی درد🌿🌱#شعر #عشق #عا...

این روزا بدجوری ساکت این روزا بدجوری سنگم

من یه بچم که تو یارکشی تنها مونده #شعر#شعرخوانی#شعر_روان#شعر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط