#بوسه_مرگ

#بوسه_مرگ
"پارت ۷۳"

& آخه اولین بارمه تا حالا رابطه نداشتم.


_ اشکال نداره، آروم انجام میدم دردت نیاد.


& باشه، اههه

کم کم داشت هول میداد داخلم که دردم نگیره ولی خیلی تنگ بودم و با قصی که به کمرم دادم یهو رفت داخلم و نالم بلند شد..

_ فاک، تنگه، آههه

& آههه، آروممممم..

ولی تقریبا داشتم به سایزش عادت می‌کردم.


& آروم تکن بده آههه

شروع کرد به ساک زدن و بعد از چند دقیقه که پردمو زد به خونی شدن پاهام خندید و همون‌طور که داشت ساک می‌زد اومد جلو و گردنم رو گاز گرفت و دره گوشم زمزمه کرد:


_ الان دیگه مال منی...


& آههه، نکننننننن

_ خجالت نکش وقتی پیش منی، آههههه.......


یه دستش رو روی سینم گذاشته بود و یک دست دیگش رو روی گردنم بود و لباش رو روی لبام گذاشت و سعی کرد که دردم رو کمتر کنه.

صدای بوسه هامون توی اتاق پیچیده بود.


از هم جدا شدیم و کوک هنوز داشت ساک می‌زد که صدای ناله های کوک هم اومد..

_ آههه، بیبی خیلی تنگی...


ضربه های آخرش رو تند تر زد می‌زد که دوتامون به اوج رسیدیم و کوک ریخت توم


& آههه، چرا؟ اگه...

هنوز حرفم تموم نشده بود که گفت:

_ آههه، الان برات قرص میارم بیبی...


کوک فکر همه چی رو کرده بود در حدی که قرص جلوگیری هم آماده کرده بود. (شانشو🥲💔)


قرص رو بهم داد و دوتامون لخت بغل هم خوابیدیم....


_______________________


⭐️ادامه دارد.....


این اولین اسماتی بود که نوشتم
امیدوارم خوشتون اومده باشه🥹⚘


مرسی از حمایتاتون🫶🏻
دیدگاه ها (۰)

#بوسه_مرگ "پارت ۷۲"& اههه آروم تررر همون جوری که انگشتشو داخ...

#بوسه_مرگ "پارت ۷۱"🚫🚫این قسمت حاویه صحنه های بالایی هست اگه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط