ارغوان میبینی...؟

ارغوان میبینی...؟
به تماشاگه ویرانی ما آمدند!
مانده ایم؛تا ببینیم نبودن را...
آخر قصه،شنودن را ...
پشت این پنجره ی بسته هنوز
عطر آواز بنان مانده‌ست ...
شهریار اینجا،شعر نقاشش را خوانده‌ست
آن شبِ افشاری
با کسایی و قوامی و ادیب
تا قرایی و فرود
وآن درآمد از اوج؛شجریان،لطفی
چه شبی بود،دریغ ...
زندگی روی از این غمکده،گردانیده‌ست ...
ارغوان ...
در و دیوار غریب افتاده
چه تماشا دارد...؟!!
دیدگاه ها (۴)

بیچاره من،که از پس این جستجو، هنوزمی نالد از من این دل شیدا ...

ای مرغ آشیان وفا خوش خبر بیا با ارمغان قول و غزل از سفر بیا ...

من به چشم های بی قرار تو قول میدهم ...ریشه های ما به آبو شاخ...

#شمس_لنگرودی

ارغوان میبینی؟به تماشاگه ویرانی ما آمده‌اندمانده‌ایم تا ببین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط