در دنیایی که بیکران است و بیانتها ما دو روح یافتیم همص
در دنیایی که بیکران است و بیانتها ما دو روح یافتیم همصدا و همآوا نه جغرافیا جدایی میتواند، نه زمان دلها به هم پیوسته، همچون آهنگ جان تو چراغی در شبهای تار منی وقتی که سکوت بود و غم چون سایهی همیشگی با کلامت رنگ زدی به روزهای خسته دوستیات پناهیست، در دل این کوچههای پیچیده هر حرف تو پل است میان من و تو هیچ فاصلهای نمیتواند این پل را بشکند در لمس کلماتت، در صدای نوشتارت میشنوم صدای دوستی، عمیق و بیزوال هر روز که میگذرد، بیشتر شناختم تو را نه فقط یک دوست، بلکه همرازِ بیدریغا میدانم پشت هر پیغام، یک دل زنده است که برایم میتپد، صادق و بینهایت درست ای دوست مجازی، ولی واقعیتر از هر دوست در این فضای بیکران، تو مثل خانهای هستی که به روی من باز است با گرمی، با مهربانی و من در این خانه، همیشه مهمانِ همیشهماندن پس بگذار این دوستی در زمانها بماند فراتر از صفحهها، فراتر از کلمات تا هرجا که هستیم، در هر گوشه از جهان با دوستیِ ما، روشن باشد راه هر زمان ---
https://wisgoon.com/yoo_jin
و
https://wisgoon.com/rabin_josh
https://wisgoon.com/yoo_jin
و
https://wisgoon.com/rabin_josh
- ۱.۷k
- ۰۸ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط