دلم خواست برم دفتر خاطراتمو بنویسم

دلم خواست برم دفتر خاطراتمو بنویسم
ولی فوبیایه اینو دارم که یکی بخونتش برا همینم نمیدونم کجا قایمش کنم ولی واقعا خیلی قشنگه که خاطراتتو بنویس اونم بعد چند برداری بخونیش
دیدگاه ها (۵)

دلم خواست

اعلام حضور کنین

من خودم وقتی که مرد شناختمش یعنی قبل اون اصلا نمیدونستم کیه

دوست مجازی عزیزمخیلی دلم برات تنگ شده و خیلی دوستت دارم و نم...

سلام بچه ها خوبید؟ هانام منو که یادتون نرفته؟! 🫠امم میدونم ا...

چهره ی پشت نقاب پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط