JIMIN


#JIMIN


دوباره همون بار، همون کلاب، همون دخترا، همون قمار ها، مثل همیشه کت شلوار مشکیم تنم بود و داشتم شراب می‌نوشیدم در حالی قمار میکردم، ولی امروز یه حس متفاوت داشتم و نمیدونستم این دقیقا حس چی بود.


۲ ساعت بعد دو تا دختر اومدن داخل، خیلی خوشگل بودن ولی یکیش خاص بود، اون خیلی حس متفاوتی بهم منتقل میکرد، اون واقعا زیبا و سکسی بود.


در حدی که انگار داشتن بهم میگفتن برم همون‌جا بکنمش، ولی صبر، باید صبر کرد تا به همه چی رسید.


#Hana
همینکه وارد شدیم بوی الکل و سیگار کل ریه هام رو‌ گرفت و یه لحظه احساس کردم همه دارن یجوری نگاهم میکنن، دست بِل رو کمی محکم‌تر گرفتم و باهاش یه میز پیدا کردیم و نشستیم روی صندلی.


همینطور که داشتم مشروب میخوردم احساس یه نگاه سنگین کردم، عادی بود، لباسی که بِل بهم داده بود خیلی بازه بود ولی خوشگل هم بود.


هانا:"بِل، احساس میکنم دارم از نگاهشون خورده میشم"
بِل:" عادیه، دختر های خوشگل رو نگاه میکنن، تو هم که خوشگل پرومکسی، مگه میشه نگاهت نکن؟"
هانا:" بِل اذیت نکن واقعا حس بدیه"
بِل:" بین خودمون باشه، ولی یه پسر خیلی جذاب باشه کت شلوار مشکی بهت خیره شده."
هانا:" من بهت گفتم نمیخوام بیام"
بِل:" هانا، خوش باش، قراره مست کنیم و برقصیم، امشب شب ماست، پس به سلامتی؟!"
هانا:".....به سلامتی"


لیوان هامون به هم دیگه خورد و بعد شروع کردیم به مست کردن،در حدی که دیگه چیزی نفهمیدم.....



شرایط
لایک:۸❤️
کامنت:۸💌
دیدگاه ها (۱۵)

#۳#JIMIN یکم‌که دقت کردم دیدم دختره داره خیلی مینوشه، به باد...

سیلااااااامممم🤍🫶خوبید؟ زنده‌اید؟ سالمید؟مراقب خودتون باشید ه...

#۱#Hanaصبح از خواب بیدار شدم دیدم بِل(دوست صمیمی هانا) بهم پ...

NEW FAKE نام: عشق ناگهانی ژانر: عاشقانه، خشن، جنایی، اسماتشخ...

#۹جیمین:" امروز روزیه که من قراره شخص مهمی رو به افراد این ع...

هانا:سلام من هانا تسووا هستم از جایی که یادمه با مایکی و در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط