همیشه یه ساعتی هست که تمومی نداره

همیشه، یه ساعتی هست که تمومی نداره.
شبیه ساعت‌های دیگه‌ست،
جوری که بهش شک نمی‌کنیم.
بعد واردش می‌شیم و توش گیر می‌افتیم.
ساحل اون طرفی رو می‌بینیم،
ولی خیال می‌کنیم هیچ وقت به اون جا نمی‌رسیم.
بیهوده دست و پا می‌زنیم،
انگار هرچی زمان می‌گذره،
داریم ازش دورتر می‌شیم.
وقتی ثانیه‌ها می‌چسبن به ته کفش هامون،
وقتی داریم هر دقیقه رو مثل یه توپ آهنی دنبال خودمون می‌کشیم،
خیال می‌کنیم اون بیرون،
روزها و شب‌ها پشت سر هم میان و میرن،
فصل‌ها جای هم رو می‌گیرن و
ما این جا فراموش شده ایم..
دیدگاه ها (۱)

بدترین قسمت افسردگی 🥲

این دیگه چه سمیه 🤦🤷

دین و ایمان فقط مال شما نیست ..هر کسی در جایگاه خودش به نوعی...

حسی که گفتم شایدبا کمی قدم زدن بگذرد،مرا وسط خیابانبه گریه ا...

تک پارتی

ولی خداوکیلی که حرامزاده این !!!چون کاری که ماها داریم می کن...

چندتا اطلاعات درمورد فیک هایی که می نویسم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط