کاش در توان من هم بود ، دستی بر سازم می‌کشیدم و به طبیعت

کاش در توان من هم بود ، دستی بر سازم می‌کشیدم و به طبیعت می‌رفتم...
و می‌گذاشتم تا ذره ای از خوبی های طبیعت جبران شود ، و نزد خود بازگردد.
روی چمن های سبز و معطر می‌نشستم و ساعت ها برایش آواز می‌نواختم🍃)))
نه برای هیچ‌گونه انسانی ، بلک برای مادرم ، طبیعت.🌿:*)
کاش در توانم بود منِ انسان ، ذره ای انرژی به خانه ام منتقل کنم و می‌گذاشتم ذره ای از ناپاکی های انسان برای طبیعت فراموش شود. 🍀🍃🕯
که او پس از اتمام اجرا ، برای تشویق ، دستانش را تکان دهد و برگ ها رو به دورم حلقه کند.
دیدگاه ها (۱)

حسی که منتقل میکنه>>>🌱☘️🍃🍀)))

و این یعنی زندگی..☘️:")

بزرگترین شوخیِ زمان با ما این است: چیزی که امروز برایش می‌جن...

همیشه می‌گفت که رفتن ها را باید از زبان انداخت، می‌گفت که حر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط