کاش در توان من هم بود ، دستی بر سازم میکشیدم و به طبیعت
کاش در توان من هم بود ، دستی بر سازم میکشیدم و به طبیعت میرفتم...
و میگذاشتم تا ذره ای از خوبی های طبیعت جبران شود ، و نزد خود بازگردد.
روی چمن های سبز و معطر مینشستم و ساعت ها برایش آواز مینواختم🍃)))
نه برای هیچگونه انسانی ، بلک برای مادرم ، طبیعت.🌿:*)
کاش در توانم بود منِ انسان ، ذره ای انرژی به خانه ام منتقل کنم و میگذاشتم ذره ای از ناپاکی های انسان برای طبیعت فراموش شود. 🍀🍃🕯
که او پس از اتمام اجرا ، برای تشویق ، دستانش را تکان دهد و برگ ها رو به دورم حلقه کند.
و میگذاشتم تا ذره ای از خوبی های طبیعت جبران شود ، و نزد خود بازگردد.
روی چمن های سبز و معطر مینشستم و ساعت ها برایش آواز مینواختم🍃)))
نه برای هیچگونه انسانی ، بلک برای مادرم ، طبیعت.🌿:*)
کاش در توانم بود منِ انسان ، ذره ای انرژی به خانه ام منتقل کنم و میگذاشتم ذره ای از ناپاکی های انسان برای طبیعت فراموش شود. 🍀🍃🕯
که او پس از اتمام اجرا ، برای تشویق ، دستانش را تکان دهد و برگ ها رو به دورم حلقه کند.
- ۲۶۷
- ۱۴ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط