روزی به دلبری نظری کرد چشم من

روزی به دلبری نظری کرد چشم من
زان یک نظر مرا دو جهان از نظر فتاد
عشق آمد آن‌چنان به دلم درزد آتشی
کز وی هزار سوز مرا در جگر فتاد ... ❣️❣️
دیدگاه ها (۶)

♥♥♥ تمام دارایی من قلبی است که در سینه دارم و برای تو می‌تپد...

آن سوی دلتنگی ها همیشه خدایی هست که داشتنش جبران همه نداشتن ...

دستت را که میگیرممی دانم ناب تر از تو دست های تو دستی نیست !...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

من دیگر متعلق به او هستم

مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدمدولت عشق آمد و من دولت پا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط