تو را دوست داشتم

تو را دوست داشتم
چنان که گویی تو آخرین عزیزان من بر روی زمینی...
و تو رنجم دادی
چنان که گویی من آخرین دشمنان تو
بر روی زمینم...!
دیدگاه ها (۵)

پاییز باشد و کسی نباشد پا به پای دلت دیوانگی کندو شانه به شا...

کاشکی همه اتفاقای دنیا همه باب دل آدم بود کاشکی حداقل خدا بخ...

یک نفر باید باشد خیالت رااز بودن روزهای بد راحت کند !آنقدر ک...

خوبم ؛انگار قرار باشد اتفاقِ خوبی بیفتدمن هیجان زده باشم ، ب...

و چنان رنجم دادی گویی اخرین دشمنت بر روی زمین بودم .

روح و جسمت را چنان دوست دارم که گویی وجودت ضرورت هستی من بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط