نام فیک عشقنفرت
نام فیک: عشق/نفرت
Part: 59
یونا رفت خونش و وسایلش رو جمع کرد و برگشت.
تهیونگ هم بزور چندتا قاشق غذا به مارا داد و بردش توی اتاق و خوابوندش.بعدشم به اتاق آ جین رفت، دید که خوابیده ولی پتو رو از روی خودش انداخت پایین.
رفت و پتو رو انداخت روی آ جین و بوسه ای روی پیشونیه آ جین گذاشت و از اتاقش اومد بیرون.
یونا اومد و از پله ها اومد بالا و با تهیونگ رو به رو شد.
_براتون ی اتاق جدا اماده کردم
&نه اگر میشه من پیش آ جین باشم
_اما اتاق آ جین فقط ی تخت داره روی زمین که نمیشه بخوابید
&نه مشکلی نیست فقط چند روزه
_اوکی شما ی امشب رو استراحت کنید من فردا میگم به خدمتکارا ی تخت بیارن توی اتاق آ جین
&ممنون
_شام نمیخورید؟
&فعلا که ساعت نزدیکای ۱۰ عه اگر آ جین بیدار نشد میخورم
_باشه
تهیونگ برگشت توی اتاقش، یونا هم به اتاق آ جین رفت وسایلش رو چیند و جاش رو روی زمین پهن کرد و رفت داخل گوشی..
ساعت نزدیکای ۱۲ شده بود ، یونا هنوز بیدار بود میخواست گوشیش رو بزار کنار و بره غذاش رو بخوره که متوجه بیدار شدن آ جین شد نگاهی بهش انداخت و گفت:
&گشنت نیست کوچولو؟*اروم
€اره گشنمه*خیلی اروم
یونا رفت سمت آ جین و بغلش کرد*
&بریم با همدیگه شام بخوریم
€داداشم پیدا نشد؟ *بغض
&هنوز نه نگران نباش کوچولو پیدا میشه خاله یون سوک حتما پیداش میکنه
€باشه*ناراحت
یونا و آ جین رفتن پایین و نشستن سر میز، خدمتکارا هنوز برای استراحت نرفته بودن که با دیدن یونا و آ جین غذا رو گرم کردن و براشون اماده کردن و منتظر شدن که غذاشون رو بخورن و بعد از شستن ظرفا برن برای استراحت.
یونا به آ جین غذا میداد اروم و خودش هم میخورد، بعد از اینکه غذاشون رو کامل خوردن یونا آ جین رو بغل کرد و برد توی اتاقش.
...
~فلش بک به چند روز بعد~
هایجین بلیط پرواز به کانادا گرفته بود برای خودش و جین هو.
توی این مدت یون سوم رد هایجین رو زده بود اما منتظر بود توی فرودگاه گیرش بیاره چون میدونست هر اتفاقی بیافته اون از کشور فرار میکنه.
توی این چند روز مارا با تهیونگ زیاد صحبت نمیکرد از قضیه با خبر شده بود اما میترسید بخاطر بچشون، ، تهیونگ قید مارا رو بزنه برای همین سعی میکرد زیاد به این قضیه فکر نکنه و به تهیونگ اعتماد کنه اما نمیتونست.
پرواز هایجین ساعت ۴ صبح بود و الان هم ساعت ۱۱ شب بود. تهیونگ و یون سوک داشتن اماده میشدن ، با اینکه هایجین با اسم خودش و جین هو بلیط نگرفته بود اما تنها کسی که برای اون روز بلیط گرفته بود و اطلاعاتی زیادی هم ازش نبود شک یون سوک رو بیشتر میکرد
ᰔᩚامیدوارم خوشتون بیادᰔᩚ
Part: 59
یونا رفت خونش و وسایلش رو جمع کرد و برگشت.
تهیونگ هم بزور چندتا قاشق غذا به مارا داد و بردش توی اتاق و خوابوندش.بعدشم به اتاق آ جین رفت، دید که خوابیده ولی پتو رو از روی خودش انداخت پایین.
رفت و پتو رو انداخت روی آ جین و بوسه ای روی پیشونیه آ جین گذاشت و از اتاقش اومد بیرون.
یونا اومد و از پله ها اومد بالا و با تهیونگ رو به رو شد.
_براتون ی اتاق جدا اماده کردم
&نه اگر میشه من پیش آ جین باشم
_اما اتاق آ جین فقط ی تخت داره روی زمین که نمیشه بخوابید
&نه مشکلی نیست فقط چند روزه
_اوکی شما ی امشب رو استراحت کنید من فردا میگم به خدمتکارا ی تخت بیارن توی اتاق آ جین
&ممنون
_شام نمیخورید؟
&فعلا که ساعت نزدیکای ۱۰ عه اگر آ جین بیدار نشد میخورم
_باشه
تهیونگ برگشت توی اتاقش، یونا هم به اتاق آ جین رفت وسایلش رو چیند و جاش رو روی زمین پهن کرد و رفت داخل گوشی..
ساعت نزدیکای ۱۲ شده بود ، یونا هنوز بیدار بود میخواست گوشیش رو بزار کنار و بره غذاش رو بخوره که متوجه بیدار شدن آ جین شد نگاهی بهش انداخت و گفت:
&گشنت نیست کوچولو؟*اروم
€اره گشنمه*خیلی اروم
یونا رفت سمت آ جین و بغلش کرد*
&بریم با همدیگه شام بخوریم
€داداشم پیدا نشد؟ *بغض
&هنوز نه نگران نباش کوچولو پیدا میشه خاله یون سوک حتما پیداش میکنه
€باشه*ناراحت
یونا و آ جین رفتن پایین و نشستن سر میز، خدمتکارا هنوز برای استراحت نرفته بودن که با دیدن یونا و آ جین غذا رو گرم کردن و براشون اماده کردن و منتظر شدن که غذاشون رو بخورن و بعد از شستن ظرفا برن برای استراحت.
یونا به آ جین غذا میداد اروم و خودش هم میخورد، بعد از اینکه غذاشون رو کامل خوردن یونا آ جین رو بغل کرد و برد توی اتاقش.
...
~فلش بک به چند روز بعد~
هایجین بلیط پرواز به کانادا گرفته بود برای خودش و جین هو.
توی این مدت یون سوم رد هایجین رو زده بود اما منتظر بود توی فرودگاه گیرش بیاره چون میدونست هر اتفاقی بیافته اون از کشور فرار میکنه.
توی این چند روز مارا با تهیونگ زیاد صحبت نمیکرد از قضیه با خبر شده بود اما میترسید بخاطر بچشون، ، تهیونگ قید مارا رو بزنه برای همین سعی میکرد زیاد به این قضیه فکر نکنه و به تهیونگ اعتماد کنه اما نمیتونست.
پرواز هایجین ساعت ۴ صبح بود و الان هم ساعت ۱۱ شب بود. تهیونگ و یون سوک داشتن اماده میشدن ، با اینکه هایجین با اسم خودش و جین هو بلیط نگرفته بود اما تنها کسی که برای اون روز بلیط گرفته بود و اطلاعاتی زیادی هم ازش نبود شک یون سوک رو بیشتر میکرد
ᰔᩚامیدوارم خوشتون بیادᰔᩚ
- ۲.۶k
- ۲۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط