من اگه میتونستم میرفتم روحمو میذاشتم تو اسکنر به یهعده

‏من اگه میتونستم میرفتم روحمو میذاشتم تو اسکنر، به یه‌عده نشون میدادم میگفتم نگاه کن شاهکارتو، ببین دیگه اون آدم سابق نمیشم من. این ساخته‌ی دست توعه، همون روزایی که له شدم و ندیدی..!
دیدگاه ها (۲)

🏙💙رمان زندگی من💙جونگ کوک💙پارت ۲۹💙

🏙💙رمان زندگی من💙جونگ کوک💙پارت ۳۰💙

🏙💙رمان زندگی من💙جونگ کوک💙پارت ۲۸💙

🏙💙رمان زندگی من💙جونگ‌کوک💙پارت ۲۷💙

مجنونpart⁵:«ولی اون ولم کرد.....»(چشامو باز کردم سرم وحشتناک...

سالها بود که ندیده بودمش ، دیگه‌ کم‌کم داشتم فراموشش میکردمح...

"دوست پسر من یه مافیای شیطونه" part : 9 اینم از پات جدید پس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط