از خود خبرم نیست شب و روز ولیکن

از خود خبرم نیست شب و روز ولیکن
دارم خبر از تو که ز من بی خبری تو
دیدگاه ها (۱)

دل تنگم و دیدار تو درمان من استبی رنگ رخت زمانه زندان من است...

بوس محکم به اون دختری که هیچوقت باهام فیک نبود و همیشه هوای ...

دل بریدم‌ تا نبینم‌ دوست‌ با من دشمن‌ استدل بریدن، گاه تنها ...

توهمانی که دلم لک زده لبخندش رااوکه هرگز نتوان یافت همانندش ...

گفتی چه خبر؟ گرچه دلم پُر زِ گلایه ست ، ، ، لب دوختم ار غصه ...

تــــــــــــــــو را خبر زِ دلِ بی‌قرار باید و نیستغمِ تو ه...

دوست

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط