Part:6
Part:6
Psychopath)(روانیــــ
ا/ت سوار ماشین شد و رفت به خونه
فردا صبحــ
ا/ت سوار ماشین شد خانم کانگ رانندگی میکرد
کانگ:خانم لی همین الان خبر اومد پسر جونگ یو سون مسموم شده
ا/ت:چه خوب پس کوک کارش رو انجام داده به کوک بگو دختره رو بفرسته
کانگ:چشم
و بعد به شرکت رسیدن
فلشــ بکــ به عصـــر
کانگ:خانم اوردمش ویدیو هم ارسال کردم براتون
ا/ت:بیارش تو
و بعد یه زن اومد تو
زن:با من چیکار دارین ها
ا/ت:خودت میفهمی
ا/ت دکمه کنترل رو فشار داد و یه فیلم پخش شد
(توی فیلم داشت نشون میداد که زنه توی قهوه پسر رئیس سم ریخته)
زن:تو تو کی هستی(ترس)
ا/ت:بیا معامله کنیم تو اطلاعات شرکت رو واسم میفرستی منم این فیلم رو پخش نمیکنم
زن:چ،چشم و بعد رفت بیرون
کانگ:چیکار کنم خانم
ا/ت:اطلاعات رو که فرستاد بکـــ/شینش بعد هم فیلم رو پخش کنید
کانگ:چشم راستی شب مهمونی دارید
ا/ت:باز هم اوففف باش
ا/ت رفت خونه اماده شد و رفت به مهمونی(استایلش اسلاید2)
وی جلوی در بود
وی:خانم لی خوش امدید
ا/ت:او ممنونم این مهمونی،مهمونی شماست؟
وی:نه(خنده)
همینجا بود که کوک رسید
کوک:او اینجایید ا/ت چه خوشگل شدی
ا/ت:ممنونم
و به داخل رفتن
ا/ت از خدمتکار یه آبــ/جو گرفت
کوک سریع ابـ/جو رو از دستش گرفت
کوک:میخوای مثل دفعه قبل بشی؟
ا/ت:به تو چه
ا/ت رفت و به جای ابـ/جو ویسکی برداشت
ویــو وی
اوفف اون جونگکوک زیادی داره به ا/ت میچسبه
امشب دیگه اعتراف میکنم(بچم🙂)
پایان ویــو وی
موقع رقص شد
ا/ت از جاش بلند شد و رفت و داشت میرقصید(اهنگ اسلاید3)
و بعد داشت شیک میزد که تهیونگ اومد پیشش
وی دست ا/ت رو از پشت گرفت
وی:این کارها مناسبتون نیست
ا/ت:میخوام خوش بگذرونم خو
ا/ت داشت میوفتاد که وی دستش رو پشت کمر ا/ت حلقه کرد تا نیفته
کوک رفته بود دستشویی وقتی اومد با این صحنه روبرو شد
کوک:چه غلطی میکنین
و بعد دست ا/ت رو گرفت و رفت بیرون از مهمونی
کوک:ا/ت وایسا برم ماشین رو بیارم
ا/ت:باش(اروم)
گونه های ا/ت سرخ شده بود
وی:خانم لی(داد)
و داشت میرفت به سمت ا/ت که کوک زود تر از اون رسید و دست ا/ت رو گرفت
کوک:برو سوار ماشین شو
ا/ت:خا(اروم)
وی:چرا وقتی شنیدی ا/ت رو صدا زدم باز هم گفتی سوار ماشین بشه
کوک:چون دوست داشتم
وی:که اینطور
کوک:دیگه نزدیکش نشو منو اون میخوام باهم ازدواج کنیم
وی:چییی؟
کوک:همین که شنیدی
و بعد رفت و سوار ماشین شد و با ا/ت رفت
ویـــو وی
دنیا رو سرم خراب شد
وقتی فهمیدم قراره با اون ازدواج کنه
چرا من زودتر نفهمیدم
پایان ویــو وی
شرایط پارت بعد
۲۵ لایک
۱۲ بازنشر
Psychopath)(روانیــــ
ا/ت سوار ماشین شد و رفت به خونه
فردا صبحــ
ا/ت سوار ماشین شد خانم کانگ رانندگی میکرد
کانگ:خانم لی همین الان خبر اومد پسر جونگ یو سون مسموم شده
ا/ت:چه خوب پس کوک کارش رو انجام داده به کوک بگو دختره رو بفرسته
کانگ:چشم
و بعد به شرکت رسیدن
فلشــ بکــ به عصـــر
کانگ:خانم اوردمش ویدیو هم ارسال کردم براتون
ا/ت:بیارش تو
و بعد یه زن اومد تو
زن:با من چیکار دارین ها
ا/ت:خودت میفهمی
ا/ت دکمه کنترل رو فشار داد و یه فیلم پخش شد
(توی فیلم داشت نشون میداد که زنه توی قهوه پسر رئیس سم ریخته)
زن:تو تو کی هستی(ترس)
ا/ت:بیا معامله کنیم تو اطلاعات شرکت رو واسم میفرستی منم این فیلم رو پخش نمیکنم
زن:چ،چشم و بعد رفت بیرون
کانگ:چیکار کنم خانم
ا/ت:اطلاعات رو که فرستاد بکـــ/شینش بعد هم فیلم رو پخش کنید
کانگ:چشم راستی شب مهمونی دارید
ا/ت:باز هم اوففف باش
ا/ت رفت خونه اماده شد و رفت به مهمونی(استایلش اسلاید2)
وی جلوی در بود
وی:خانم لی خوش امدید
ا/ت:او ممنونم این مهمونی،مهمونی شماست؟
وی:نه(خنده)
همینجا بود که کوک رسید
کوک:او اینجایید ا/ت چه خوشگل شدی
ا/ت:ممنونم
و به داخل رفتن
ا/ت از خدمتکار یه آبــ/جو گرفت
کوک سریع ابـ/جو رو از دستش گرفت
کوک:میخوای مثل دفعه قبل بشی؟
ا/ت:به تو چه
ا/ت رفت و به جای ابـ/جو ویسکی برداشت
ویــو وی
اوفف اون جونگکوک زیادی داره به ا/ت میچسبه
امشب دیگه اعتراف میکنم(بچم🙂)
پایان ویــو وی
موقع رقص شد
ا/ت از جاش بلند شد و رفت و داشت میرقصید(اهنگ اسلاید3)
و بعد داشت شیک میزد که تهیونگ اومد پیشش
وی دست ا/ت رو از پشت گرفت
وی:این کارها مناسبتون نیست
ا/ت:میخوام خوش بگذرونم خو
ا/ت داشت میوفتاد که وی دستش رو پشت کمر ا/ت حلقه کرد تا نیفته
کوک رفته بود دستشویی وقتی اومد با این صحنه روبرو شد
کوک:چه غلطی میکنین
و بعد دست ا/ت رو گرفت و رفت بیرون از مهمونی
کوک:ا/ت وایسا برم ماشین رو بیارم
ا/ت:باش(اروم)
گونه های ا/ت سرخ شده بود
وی:خانم لی(داد)
و داشت میرفت به سمت ا/ت که کوک زود تر از اون رسید و دست ا/ت رو گرفت
کوک:برو سوار ماشین شو
ا/ت:خا(اروم)
وی:چرا وقتی شنیدی ا/ت رو صدا زدم باز هم گفتی سوار ماشین بشه
کوک:چون دوست داشتم
وی:که اینطور
کوک:دیگه نزدیکش نشو منو اون میخوام باهم ازدواج کنیم
وی:چییی؟
کوک:همین که شنیدی
و بعد رفت و سوار ماشین شد و با ا/ت رفت
ویـــو وی
دنیا رو سرم خراب شد
وقتی فهمیدم قراره با اون ازدواج کنه
چرا من زودتر نفهمیدم
پایان ویــو وی
شرایط پارت بعد
۲۵ لایک
۱۲ بازنشر
- ۱.۹k
- ۲۹ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط