قلم از بس انتظار برای نوای هجا هایم در حال خشکیدن بود

قلم از بس انتظار برای نوای هجا هایم در حال خشکیدن بود
اما امشب
چیزی در سر ام می گذرد که اشک به فرمان اوست
عقل که گویی فقط منطق می شمارد ولی
از قضا منطق قابل نیست که خود را به کوری بزند
حسادت؟ جهالت؟ خجالت؟
درد از کدام است؟
شاید از کهولت...
انچنان خوب نیستم که بنوازم
نه افکار ذهن را نه هجای قلم را
ولی جوهری دارم در این دیده که گر کلاویه قلم نشود به اسراف میکشد
پس می نوازم حتی اگر نت هایم مانند اندیشه ام سرگردان بماند..
دیدگاه ها (۱)

چرا بعضی ها تن ماهی میخورن فاز کوسه میگیرن

با اینکه قلبت شکسته خواهد شد؛ تو با دل‌شکستگی تاب خواهی آورد...

کیا بودند که میگفتن بانو لیلا_فروهر بلد نیست برقصه

حوصلمممممممچت کی میاد

،،

موزیک ویدئو استری کیدز 🤍

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط