پنجرهای بودم

پنجره‌ای بودم
پنجره‌ای بیهوده بر دیوار خرابه‌ای
که هرگز کسی نفهمید
به کدام طرفش نگاه می‌کند.
- معین دهاز
دیدگاه ها (۱)

دلتنگم، چون خیابانی که از کوچه‌های بن‌‌بست می‌گذرد.- غلامرضا...

یامَنْ اِسْمُهُ دَوآءٌ وَ ذِکْرُهُ شِفآءٌ یا مَنْ یَجْعَلُ ا...

شما خودتان نیستید ولی یادتان دستِ مرا رها نمی‌کند!- محمدصالح...

من خود به تو زنده‌ام, فراموشی چیست..

زندگی یک اتاق با دو پنجره نیست ،زندگی هزاران پنجره دارد …یاد...

🌹  پنجـره‌ای کهرو به قاب خنده‌هایت باز نشودهیـچ فرقی با دیوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط