من زخمهای بینظیری بر تن دارم اما..

من زخمهای بینظیری بر تن دارم اما..
تو مهربان ترین شان بودی
عمیق ترین شان
عزیز ترین شان
بعد از تو آدمها خراشهای کوچکی بودند بر پوستم
که هیچ کدامشان به پای تو، به قلبم نرسیدند
بعد از تو آدمها خراشهای کوچکی بودند ،که تو را از یادم ببرند، اما نبردند
تو بعد از هر زخم تازه ای دوباره باز میگردی
اما
عزیز تر از پیش
هر بار عمیق تر
📝#رویا_شاه_حسینی
دیدگاه ها (۰)

# 🥀 ادامه: «سکوتِ دوباره، اما این‌بار امن»یک ماه از اون روز ...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟜و اگر من برای همه‌ی دنیا چیزی نبودم، عیبی نداشت، فقط...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

پارت سوم❤️کاتسوکی چند ثانیه دیگر به صورتش خیره ماند؛ انگار م...

#مافیا_عزیز_من#Part۳۰آخرین تیکه‌های کیک شکلاتی هم با لذت تما...

پارت : 28 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*کلمه‌ی *سرگرمی* مثل اسید ...

Ten

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط