گفت دردم داشت حالا

[°گفت دردم داشت حالا ؟
گفتم چی کچل خان ؟
گفت همین جینیگیل مستونایی که زدی رو دست و بالت،
گفتم درد که نه خب ولی پشیمونم،
گفت خیرِ حالا چرا نادمی ؟
گفتم هم نادمم هم ملومم هم مغمومم
گفت ادبیات کشش این همه مراعات النظیرو نداره بگو ببینم چرا ؟ گفتم ما این خط و خالا رو زدیم گفتیم به یاد اون، رفت، موقع رفتن بش گفتم ولی ز من دل چو برکنی، حدیث خود بر که افکنی ؟
گفت جان من است او، سرخی سیبش و سبزی بیدش
گفتم ولی سبز منما نیگا چارخونه هامم سبزه، رفت ولی، الانم بگرد چارتا مراعات واسه اون نظیرای قبلی پیدا کن،
گفت محلول، گفتم ها ؟
گفت تو گذشتت حل شدی، مثل جیوه تو اسید گفتم اها! ꧇) 💙...! °]
دیدگاه ها (۰)

[°دکتر قاطعانه گفته بود"شما دو تا با هم‌هرگز نمیتونید صاحب ف...

‹‹ محمود درویش چقدر قشنگ میگه :تو نَه دوری تا انتظارت کشم و ...

🥲🚶‍♀️🖇

کاش یه‌تیکه از سکوت رو میشد #ضبط کرد و وقتی جای شلوغ نشستی ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط