عشق یا نفرت
عشقـ یا نفرت؟
آروم سمت کافه رفتم در کافه شیشه ای بود و میشد داخلو دید به کوک زنگ زدم ولی گوشی قطع شد
به داخل کافه نگاه کردم چیزی که میدیدمو باور نمیکردم کوک با یه دختر تو کافه اونم تو اون وضعیت ؟ صدای کوک تو مغزم اومد: میخوام با کسی ازدواج کنم که دوسش دارم
جیغ زدم: کوک من عاشقتمم چرا دوسم ندارییی
ویو جین
تو خواب و بیداری بودم که صدای جیغ بلندی شنیدم از خواب پریدم و از رو تخت پایین افتادم
دوییدم سمت اتاق تهیونگ
داشت هزیون میگفت و جیغ میزد
تهیونگ: من دوست دارمممم چرا نمیخای بفهمی
تکونش دادم
جین: تهیونگ تهیونگ بلند شو
ویو تهیونگ
داشتم همینجوری جیغ می زدم که از خواب پریدم جین بالا سرم بود
جین: چیزی نیست داشتی خواب بد میدیدی
ناخودآگاه گریه ام گرفت سرمو رو شونه جین گذاشتم و با گریه گفتم: چرا دوسم نداشت؟مگه من چم بود؟
جین: هیس کوچلو بهش فک نکن اون یه فرشته رو از دست داد بزار تو زندگی لجنیش غرق بشه
تهیونگ: میدونی جین تو کل این یه سالی که باهاش بودم همیشه امید وار بودم اونجوری که نامجون عاشق توعه اونم منو دوست داشت همیشه براش کیک درست میکردم حتی اخرین بار کوبیدش تو صورتم
خنده تلخی کرد و گفت : باورت میشه ؟ چون بهش گفتم شمعارو فوت کنه کوبیدش تو صورتم
جین با هر حرف تهیونگ عصبی تر می شد درسته که اونو و نامجونم از اول زیاد با هم خوب نبودن ولی وقتی جین براش کیک میپخت ازش تعریف میکرد و کلی نازشو میکشید
جین: واقعا کیکو کوبید تو صورتت؟
تهیونگ: اهوم
جین: تهیونگ میدونم عشق فراموش شدنی نیست ولی عشق یک طرفه باید خاک بشه وگرنه نابودت میکنه اگه همینجوری عاشقش بمونی خیلی اذیت میشی
تهیونگ: خیلی سخته جین من همهی رویاهام رو با کوک تصور کردم همیشه دوسش داشتم
جین: فعلا بهتره بخوابی فردا کلی کار داریم دیگه تنبلی و سردردم نداریم قرارع کلی خوش بگذرونیم
تهیونگ: میشه لالایی بچگیمون رو برام بخونی
جین: باشه قشنگم
کوک سرشو رو پای هیونگش گذاشت
جین: بهتره آروم چشمات رو ببندی به عشقت فک نکن به زندگیت فک نکن به ایندت فک نکن فقط چشماتو ببند قشنگی این شبا تویی بهتره چشماتو ببندی ماه و ستاره هات منتظر الهه شون هستن بهتره چشماتو ببندی...
به تهیونگ که غرق خواب بود نگاه کردم اون شوهر بی عرضش چطور قدر این همه زیبایی رو ندونسته؟
آروم به اتاق خودش رفت نامجون هنوز غرق خواب بود آروم پتو رو روش انداختم و زیر لب گفتم: ممنونم نامی بخاطر همچی
آروم سمت کافه رفتم در کافه شیشه ای بود و میشد داخلو دید به کوک زنگ زدم ولی گوشی قطع شد
به داخل کافه نگاه کردم چیزی که میدیدمو باور نمیکردم کوک با یه دختر تو کافه اونم تو اون وضعیت ؟ صدای کوک تو مغزم اومد: میخوام با کسی ازدواج کنم که دوسش دارم
جیغ زدم: کوک من عاشقتمم چرا دوسم ندارییی
ویو جین
تو خواب و بیداری بودم که صدای جیغ بلندی شنیدم از خواب پریدم و از رو تخت پایین افتادم
دوییدم سمت اتاق تهیونگ
داشت هزیون میگفت و جیغ میزد
تهیونگ: من دوست دارمممم چرا نمیخای بفهمی
تکونش دادم
جین: تهیونگ تهیونگ بلند شو
ویو تهیونگ
داشتم همینجوری جیغ می زدم که از خواب پریدم جین بالا سرم بود
جین: چیزی نیست داشتی خواب بد میدیدی
ناخودآگاه گریه ام گرفت سرمو رو شونه جین گذاشتم و با گریه گفتم: چرا دوسم نداشت؟مگه من چم بود؟
جین: هیس کوچلو بهش فک نکن اون یه فرشته رو از دست داد بزار تو زندگی لجنیش غرق بشه
تهیونگ: میدونی جین تو کل این یه سالی که باهاش بودم همیشه امید وار بودم اونجوری که نامجون عاشق توعه اونم منو دوست داشت همیشه براش کیک درست میکردم حتی اخرین بار کوبیدش تو صورتم
خنده تلخی کرد و گفت : باورت میشه ؟ چون بهش گفتم شمعارو فوت کنه کوبیدش تو صورتم
جین با هر حرف تهیونگ عصبی تر می شد درسته که اونو و نامجونم از اول زیاد با هم خوب نبودن ولی وقتی جین براش کیک میپخت ازش تعریف میکرد و کلی نازشو میکشید
جین: واقعا کیکو کوبید تو صورتت؟
تهیونگ: اهوم
جین: تهیونگ میدونم عشق فراموش شدنی نیست ولی عشق یک طرفه باید خاک بشه وگرنه نابودت میکنه اگه همینجوری عاشقش بمونی خیلی اذیت میشی
تهیونگ: خیلی سخته جین من همهی رویاهام رو با کوک تصور کردم همیشه دوسش داشتم
جین: فعلا بهتره بخوابی فردا کلی کار داریم دیگه تنبلی و سردردم نداریم قرارع کلی خوش بگذرونیم
تهیونگ: میشه لالایی بچگیمون رو برام بخونی
جین: باشه قشنگم
کوک سرشو رو پای هیونگش گذاشت
جین: بهتره آروم چشمات رو ببندی به عشقت فک نکن به زندگیت فک نکن به ایندت فک نکن فقط چشماتو ببند قشنگی این شبا تویی بهتره چشماتو ببندی ماه و ستاره هات منتظر الهه شون هستن بهتره چشماتو ببندی...
به تهیونگ که غرق خواب بود نگاه کردم اون شوهر بی عرضش چطور قدر این همه زیبایی رو ندونسته؟
آروم به اتاق خودش رفت نامجون هنوز غرق خواب بود آروم پتو رو روش انداختم و زیر لب گفتم: ممنونم نامی بخاطر همچی
- ۱۳.۷k
- ۲۴ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط