مربی بوکس من

مربی بوکس من
پارات ۲۰

(علامت جیمین ×)
(علامت نامجون &)
(علامت جین ÷)

ویو ا/ت
رفتیم توی بار...... جونگ کوک برادر هاشو دید...رفتیم سرمیزشون....

×سلام...آقای جونگ کوک
_سلام به همه.....
×این دختره دوست دخترته؟
_آره اسمش ا/ته
+سلام....
&حالا چجوری باهم آشنا شدین؟
_توی باشگاه خودم
&اوه.....
_منحرف فکر نکن(با خنده)
+راستش خیلی معذب شدم....بازم اون حمله ی لعنتی داشت میومد سراغم....شروع کردم بغل ناخنم بکنم....جونگ کوک بعد از نیم ساعت چشمش افتاد به زیر میز که دست من اونجا بود فهمید که استرس دارم....
آروم با دستش بدون اینکه کسی متوجه بشه جلوی دوتا دستای منو گرفت....
کوک داشت خیلی الکل می‌خورد.....

+جونگ کوک خیلی نخور مست میشی
_چشم خانم خشگله
+لبخند
÷بچه های عزیز خیلی چندش بازی درنمیارید؟
_چیه حسودیت شد؟(خنده)
÷حسودی نه بابا جوک میگی؟
_خنده
+چند ساعت گذشت ساعت نزدیکای ۹ شب شده بود....کوک خیلی داشت زیاده روی میکرد....
+کوک....بریم؟
_بریم؟
+آره....خم شدم و توی گوشش آروم گفتم من دوست ندارم خیلی توی جمع باشم استرس میگیرم.....خواهش میکنم...
_باشه
÷×&کجا(باهم)
_خونه
&÷×باشه
_خدافظ پسرا
+خدافظ....
دیدگاه ها (۱)

فیک مربی بوکس من پارت ۲۱ویوا/تخدافظی کردیم.....رفتیم توی ماش...

این پارت اسمات خدایی گزارش ندیداداه تو کامنت

مربی بوکس من پارات ۲۰(علامت جیمین ×)(علامت نامجون &)(علامت ج...

مربی بوکس منپارت ۱۹ رفتم پایین کوک منتظرم بود....ویو کوکوقتی...

ات. ببخشد ارباب غلط کردمجونگ کوک. دیگه بهم نگو ارباب بگو کو...

وقتی عضو هشتم BTS

part27 عشق پنهان《ویو ات》جونگ کوک هم اومد و باهم صبحونه خوردی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط