من اویل که با آدرین آشنا شده بودم

من اویل که با آدرین آشنا شده بودم
خودشو کرده بود مالک ماشینم و اسبم
میخواستم سوار بشم میگفت پیاده شو خودم رانندگی میکنم
منم هی میخندیدم
یه روز رفتیم دنبال مامانش
مامانش گفت قربون پسرم که اینقدر پشت ماشینش خفن میشه
منو میگی==میخندیدما😂😂😂😂😂😂
دیدگاه ها (۰)

اگه اینجوری دعا نکردی یعتی ایرانی نیستی😂😂😂

part39رفتم تو اتاق میخواستم موهامو شونه کنم که ویلیام اومد. ...

starry night 🌃part 24هردو لباس هاشون ( عکسشونومیزارم) رو پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط