🥺🤍Uzak Şehir

ولی چشمان جیهان تقلامیکرد،بجای تمام حرفای توقلبش ک نمیتونست بگه...

جوریکه دنیز وآلیا تواین شهر دور احساس تنهایی نکردن...جیهان چقدرقشنگ هوای خونوادشو داره وهمیشه کنارشونه...🥺

میخوای ،ولی نمیتونی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط